نويسنده مطالب زير: محمد تقي جليلي صفت + عافيت ميطلبد خاطرم ار بگذارند | دوشنبه 12 تير 1385 ساعت 12:1 صبح | |
گر بود عمر به ميخانه رسم بار دگرخرم آن روز که با ديده گريان بروممعرفت نيست در اين قوم خدا را سببييار اگر رفت و حق صحبت ديرين نشناختگر مساعد شودم دايره چرخ کبودعافيت ميطلبد خاطرم ار بگذارندراز سربسته ما بين که به دستان گفتندهر دم از درد بنالم که فلک هر ساعتبازگويم نه در اين واقعه حافظ تنهاست |
|
بجز از خدمت رندان نکنم کار دگرتا زنم آب در ميکده يک بار دگرتا برم گوهر خود را به خريدار دگرحاش لله که روم من ز پي يار دگرهم به دست آورمش باز به پرگار دگرغمزه شوخش و آن طرهي طرار دگرهر زمان با دف و ني بر سر بازار دگرکندم قصد دل ريش به آزار دگرغرقه گشتند در اين باديه بسيار دگر |
|  | نظرات شما ( ) | | |